« بئر المعطله و قصرٍ مشيدٍ »
اين مثلي است كه براي آل محمد ( صلي الله عليه و آله) زده شده است. بئر المعطله چاهي است كه از آن آب كشيده نمي شود و آن ( چاه) امامي است كه غايب شده است.
بنابراين در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) مردم عامه به دليل جهلي كه به مقام امام و راه استفاده از علم امام دارند، نمي توانند از اين منبع و سرچشمه ي علم بهره مند شوند.
در زمان حاضر و ظاهر بودن ائمه ي پيش از امام زمان (عج)، مردم با مراجعه به آنان از معارف و علوم آنان بهره مند مي شدند و طريق خاصي را دنبال نمي كردند. چرا كه عامل خارجي مانع راه آنان نبود.
ولي مطمئناً بهره مند شدن از امام غايب شرايط ويژه اي را مي طلبد.
از امام عصر ( ارواحنا له الفداء) پرسيدند كه بهره مند شدن از شما در زمان غيبت چگونه است و ايشان فرمودند:
« همانند بهره مند شدن از خورشيد پشت ابر...»
بئرالمعطله نيز به همني معناست؛ يعني مردم طريقه ي استفاده از آب سرشار و زلال معارف چاه علم حضرت ( عليه السلام) را نمي دانند. در حاليكه استفاده از علوم ايشان براي انسانهاي خاص نيست بلكه انسانهاي عامه نيز مي توانند از آن استفاده كنند.
ولي با توجه به اين كه حضرت در غيبت اند و مردم از ايشان غافل اند، فرصت اين بهره وري را از بين مي برند.
منبع:
طبرسي نوري، ميرزا حسين، نجم الثاقب، صص 62 تا 64
وقتی میگوید ((مَـلِكِ يَوْمِ الدِّينِ )) خداوند بلند مرتبه میفرماید : شاهد میگیرم شما را (ای ملائکه ) همانگونه که بنده من اعتراف کرد که من مالک روز قیامت ، روز حسابم حسابش را آسان میگیرم ، اعمال خوبش را قبول میکنم و از سیئاتش میگذرم . و زمانی که میگوییم ((إِيَّاكَ نَعْبُدُ)) خداوند میفرماید : راست گفت بنده من ، مرا میپرستد شاهد باشید (ای ملائکه ) برای عبادتش ثوابی به او بدهم که هر کس که در این عبادت با او مخالفت کرده غبطه ی او را بخورد .
پس زمانی که میگوید : ((إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ)) خدای عز و جل میفرماید : از من کمک خواست و به من التجاء جست ، شاهد باشید ای ملائکه کمک او میشوم در کارش و کمکش میکنم در مشکلاتش و در روز سختی هایش دستش را میگیرم .
پس زمانی که میگوید : ((اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ )) تا آخر سوره خداوند میفرماید : هر چه را که خواست به او دادم و او را اجابت کردو و آنچه که آرزو میکرد به او عطا کردم و از آنچه که میترسید به او امنیت بخشیدم .
بنازم به این خدای مهربان اگر بطور واقعی به آیات قرآن توجه کنیم هیچ چیز در شبانه روز جز ذکر خدا نمیگوییم و دائما با درگاه الهی چنگ میزنیم .
منبع بحارالانوار 96 /226
میثم ضرغامیان طهرانی
امام علی (عليه السلام):
قِوامُ العَیْشِ حُسْنُ التَّقْدِیرِ وَمِلاكُهُ حُسْنُ التَّدْبیرِ.
پایداری زندگی به برنامه ریزی درست و راه رسیدن به آن، مدیریت صحیح است.
« مهدي (ع) خروج مي كند، ابري بر سر او و در آن منادي است كه ندا مي كند: اين مهدي خليفة الله است، او را پيروي كنيد.»
خليفه در معناي جانشين و قائم مقام است.
در كتاب « عبقري الحسان» در توصيف و تفسير اين لقب چنين مي گويد:
« چون آن بزرگوار هنگام ظهور در ميان خلايق به احكام واقعي خداوند عمل مي كنند، پس حضرت خليفه خدا است از اين جهت كه بين خداوند و مكلفين (مردم) حكم واقعي و احكام واقعي را اجرا مي كند» ( با تصرف)
همچنين در همين كتاب آمده است كه اين نام مختص به حضرت صاحب الامر ( ارواحنا له الفداء) است چرا كه ديگر ائمه ي اطهار ( عليهم السلام) مامور بودند كه مردم را حداقل ملزم به رعايت ظاهر احكام بكنند امام حضرت مهدي (عجل الله فرجه) احكام ظاهري و نادرست را باطل مي كند و باطن احكام را به مردم مي آموزد.
در روايتي به نقل از امام صادق (ع) آمده است:
« هرگز دنيا نخواهد رفت تا اين كه مردي از ما اهل بيت خروج كند و به حكم داوود و آل داوود حكم كند و از مردم، بيّنه ( حجت و نشانه) سوال نكند.»
منظور از اين روايت اين است كه حضرت بدون اينكه مردم شاهدي بياورند و يا دليلي اقامه كنند، از علم الهي خودشان مي توانند حق و باطل را تشخيص دهند.
منبع: نهاوندي، علي اكبر، عبقري الحسان، صص 108 تا 110
پ.ميعاد
تفسیر شریف المیزان اثر گرانبهای دانشمند بزرگ، استاد فقيه علامه سيد محمد حسين طباطبائی قدس سرُّه بصورت کامل برای کاربران پایگاه اطلاع رسانی غدیر تدوین و تهیه گردیده است. این اثر که شامل 20 جلد می باشد به تفکیک جلد آماده گردیده است.
تفسیر المیزان تالیف علامه سید محمد حسین طباطبایی است. ایشان در سال ۱۳۶۰ خورشیدی وفات یافتند و این اثر جاوانده را از خود باقی گذاشتند. این تفسیر نخستین بار در ۲۰ جلد به زبان عربی منتشر شد. شیوه تفسیر قران به قرآن علامه طباطبایی شیوهای بی سابقه بوده است. وی بنای تفسیر آیات را کمک گرفتن از دیگر آیات قرآن برای روشن نمودن قصد ومعنا قرار داد.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی غدیر
ما یُوضَعُ فِي مِیزانِ امْرِئٍ یَومَ القِیامَةِ أفضَلُ مِن حُسنِ الخُلقِ.
در روز قیامت هیچ عملی بهتر از خوش اخلاقی در ترازوی [اعمال] انسان قرار نمیگیرد.
There will be nothing superior amiability in the balance of a person’s works on the Day of Judgment.
کافی، ج 2، ص 99، ح 2
در دعای اعمال روز جمعه آمده است:
« اشهد انّک حیٌّ لا تموت حتی تبطلَ الجِبتَ و الطاغوتَ»
( من گواهی می دهم که تو حی و زنده ای تا این که جبت و طاغوت را باطل نمایی.) (2)
آن حضرت در زیارت روز جمعه « عین الحَیاة» ( چشمه ی جوشان زندگی) معرفی شده اند. اما علت اعتقاد شیعیان به امام حی و زنده بی اساس نیست.
در احادیث آمده است:
« زمین هرگز از حجت خدا خالی نمی ماند...» (3)
یکی از ویژگی های حجت خدا و از خصوصیات الزامی آن، زنده بودن است. در روایات متعددی بر این موضوع تاکید شده است که حجت الهی آنگاه بر مردم اقامه می شود که امام زنده ای در میان مردم باشد، و مردم نیز او را بشناسند.
امام صادق (ع) دراین باره می فرمایند:
« حجت خدابر آفریدگانش تنها با امام [ زنده ای] که شناخته شود، اقامه می شود. » (4)
امام رضا (ع) نیز به نقل از امام باقر (ع) حدیثی در همین مضمون می فرمایند.
این طور به نظر می رسد که لزوم زنده بودن حجت الهی، در هر زمان، انتقال فیوضات خداوند به وسیله ی آنان است؛ اگر امام در هر زمان زنده نباشد، پنجره ی این فیوضات بسته می شود و حیات از انسانها و موجودات سلب می گردد.
در ضمن در نگاهی دیگر می توان گفت، امید انسانها برای انتظار کشیدن و تلاش برای رسیدن به امام عصر خود، با زنده بودن امام بیشتر محقق می گردد و شاید اگر امام زنده نبود، تلاش مردم برای وصال او به این شدت نمی رسید.
پی نوشت:
1.المعجم، ذیل کلمه ی حیّ
2.سعیدی، احمد، اوصاف المهدی
3.کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 179-178؛ به نقل از معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ابراهیم شفیعی سروستانی، ص90
4.همان
پ.میعاد
فعالیت عناصر وابسته به انجمن حجتیه درحال گسترش است و حتی به نماز جمعه تهران هم نفوذ کرده است.
روزنامه
جمهوری اسلامی در ستون "جهت اطلاع" شماره روز شنبه خود نوشته است: «دیروز
در نماز جمعه تهران نشریهای در 4 صفحه رنگی بطور رایگان میان مردم توزیع
شد كه در آن تلاش شده چنین القا شود كه زمان ظهور حضرت امام زمان علیه
السلام فرا رسیده بطوری كه پیرمردها هم ظهور آن حضرت را درک خواهند كرد».
به
نوشته جمهوری اسلامی: «این (اعتقاد) از مصادیق "توقیت" است كه از نظر شرعی
حرام است. مسئولان نماز جمعه نباید اجازه دهند چنین نشریات انحرافی در این
محیط مقدس توزیع شود».
منبع : سایت موعود
ادامه مطلب
صفت دیگر نمازگزار تصدیق روز قیامت است؛ چنان كه فرمود: نمازگراران حقیقی كسانی هستند كه این ویژگیها را داشته باشند؛ "الذین هم علی صلاتهم دائمون * و الذین فی أموالهم حق معلوم * للسّائل و المحروم * و الذین یُصدّقون بیَوم الدّین * و الذین هم من عذاب ربّهم مُشفقون * إنّ عذابَ ربّهم غیرُمأمون"(2)؛ آنان كه در نماز و طاعت الهی عمر میگذرانند و آنان كه در مال و دارایی آنها حقّی معین و معلوم است، تا به فقیران سائل و تهیدستان آبرومند محروم برسد و آنان كه روز قیامت و جزا را تصدیق كنند و آنان كه از قهر و عذاب خدای خویش ترسانند، كه از عذاب خدا هیچ كس بیسبب ایمن نتواند بود... .چون یاد معاد هم از زدودن شبهه علمی و هم در غبارروبی شهوت عملی سهم بسزایی دارد سرانجامِ بسیاری از مباحث قرآن به یاد مرگ و تذكر قیامت پایان میپذیرد.
قرآن بر این مسأله چنان پای میفشارد كه گاهی با سوگند، بر آن تأكید میورزد: "زعم الذین كفروا أنْ لن یُبعَثوا قل بلی و ربّی لتُبعثُنّ ثم لتُنبّئونّ بما عملتم و ذلك علی الله یسیر *..."(3)؛ كافران گمان كردند كه هرگز پس از مرگ برانگیخته نمیشوند. ای رسول ما به آنان بگو به خدای من سوگند كه البتّه برانگیخته میشوید و سپس به اعمال خود آگاه میگردید و این بر خدا بسیار آسان است. یاد آورید روزی را كه خداوند همه شما را به عرصهی قیامت جمع میكند و آن روز، روز غبن و پشیمانی بدكاران است و هر كه به خدا ایمان آرد و نیكوكار شود خدا گناهش بپوشد و در باغهایی كه زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند كه در آن بهشتِ جاودانْ متنعّم باشند و این،در حقیقت رستگاری بزرگ خواهد بود و آنان كه كافر شده و آیات ما را تكذیب كردند اهل آتش دوزخ و در آن جاویدانند و آن جا بسیار بدمنزلگاهی است. البته در تحلیل نهایی معلوم میشود علّت همهی ناباوریها به قیامت و معاد آن است كه در حقیقت خداوند را آن گونه كه باید بشناسند نشناختند: "و ما قدروا الله حقَّ قدره"(4) ؛ زیرا معاد همان رجوع به مبدأ است؛ اگر كسی مبدأ فاعلی جهان، یعنی خدای سبحان را به خوبی بشناسد و به اسمای حسنا و صفات عُلیای وی آشنا باشد حتماً معاد را باور خواهد داشت.5
---------------------------------------------
پی نوشت ها:
1- سورهی بقره، آیات 45 ـ 46.
2- سورهی معارج، آیات 23 ـ 28.
3- سورهی تغابن، آیات 7 ـ 10.
4- سورهی انعام، آیهی 91.-
5- معاد در قرآن:ج4/ص52-54
تبیان
